
تا حالا برگشتی پشت سرت رو نگاه کنی، بعد محو تماشاش بشی، انگار که کشف ناشدنیترین جای دنیاست و همینجوری که داری تهِ دلت غصه میخوری که پس چرا زودتر برنگشته بودم؛ سرما و قشنگی نفست رو بند بیارن و بخندی؟ شده؟ میدونم که نشده. میدونم که داری بهم میخندی.نگاه کن. به آسمون بالای سرم نگاه کن. نگو که دستهی پرندهها رو نمیبینی. صداش نکن یه درخت بلند پشت درختای کوتاه. چشماتو ببند و پرندهها رو ببین. حیفه که تو هم نتونی ببینیشون و تنهایی سردم بشه.بیا. ببین. داره بارون میاد. زمین خیسه. هوا سرده. دستهی پرندهها برگشتن. منم برگشتم. که ببینمشون. تو هم برگ...
ادامه مطلب